خـدا، دوباره که دریای سینـــه بی تاب استدوباره کـشتـــیِ دل در میــان گـــرداب استببیــن که مـوج نبودش شکستـه کشتــی راببیــن جدا شده هر تختـــه بر روی آب استقســم به ذات خــودت تا همیشــه تصویرشبه روی سینـــه ی دیوار سینـه ام قاب استبه خــــواب دیــــدن او حســـرت رقیبـــم بودپس او چگونه در آغوش گرم او خواب است؟تمام سهمم از این سفره زخم ساطور استکبـــاب نــاب بنـــاب از رقیـــــب نـاباب استسکــــوت می کنـــم و چــاره ای مگــر دارمکــه پــاره جگـــرم زیـر دســــت قصاب استبرای زخـــم خـــودی مرهمــی نمی خـواهمهمیشه آخـر این قصـه مــرگ سهراب استپی نوشت ۱: وزن شعر مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن استپی نوشت ۲: امیدوارم دوست داشته باشیدپی نوشت ۳: ...برچسبـهـ ـا : درد دل, شعر از خودم, رفیق
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی
شب است و مرغ شب غم دارد امشبوَهu200d آوازش چــــه مـــاتــــم دارد امشببِنــال ای مرغ شب جان و دلـم سوختکــه آوای تـــو مـــرهــــــم دارد امشببـــخــوان از عشـــق و از دوری برایــــمکه هــر دو غصّـــه درهــــم دارد امشببـــــخوان تـــا آسمــــان شایـــــد بِبــاردکه بــــاران را فقـــط کـــــم دارد امشببِبــــار ای آسمـــــان گُـــــل را ندیـــدیدلـــش ســـودای شبنــــم دارد امشبگُلــــــم دل نـــازک اســـت و آسمان بازمیــــان اَبـــرویــــش خــــم دارد امشببـــــخوان تا تــــرس تنهــایــــی بـریـــزدکه دل یـک وهـم مبــــــهم دارد امشبغَــــزل می خوانـم امشـب تـا سپیـــدهچـــه حســـــرت ها که آدم دارد امشبپی نوشت 1: وزن شعر مفاعیلن مفاعیلن فعولن است (هشتمین وزن پرکاربرد)پی نوشت 2: امیدوارم دوست داشته باشیدپی نوشت 3: ...پی نوشت 4: رفتیم که زود برگردیم، گرفتار شدیم و دیگه بر نگشتیم...پی نوشت 5: دیر فهمیدیم و دیر شد...برچسبـهـ ـا : شعر از خودم, رفیق
♥ سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۲ ساعت 1:39 توسط: علی
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی